817

طبيعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواهد که از زيبايی اش لذت بريم. چرا انسان بايد آنچه در طبيعت ساخته شده است را از بين برد؟

جبران خلیل جبران

800

به هنگام باز ایستادن تنفس ، نفس از تکرار پی در پی آزاد می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد.

جبران خلیل جبران

789

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت.

جبران خلیل جبران

725

حیات درختان در بخشش میوه است. آنها می بخشند تا زنده بمانند؛ زیرا اگر باری ندهند ، خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.

جبران خلیل جبران

724

دوست بدارید ، لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید.

جبران خلیل جبران

717

مردم! هشدار! که زیبایی زندگانی است ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید.
لکن زندگی شمایید و حجاب خود شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه.
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید.

جبران خلیل جبران

690

در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکست های خود نروید.

جبران خلیل جبران

688

فضایي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود.

جبران خليل جبران

683

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما را است ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.

جبران خلیل جبران

679

اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی.

جبران خلیل جبران

659

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او. از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند. همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.

جبران خلیل جبران

603

شايد بتوانيد دست و پای مرا به غل و زنجير بکشيد و يا مرا به زندانی تاريک بيافکنيد؛ ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آوريد.

جبران خلیل جبران

561

رنجدیده! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری.

جبران خلیل جبران

560

آنگاه مردم را درست می بینی که در بلندی های سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاه های دور.

جبران خلیل جبران

555

حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر.

جبران خلیل جبران

346

چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش. در خانه نادانی ، آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند.

جبران خلیل جبران

182

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری.

جبران خلیل جبران

181

دوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید.

جبران خلیل جبران