868

آنگاه كه تقدير نيست و از تدبير كاري ساخته نيست ، خواستن اگر با تمام وجود تجلي كند ، پاسخ خود را خواهد يافت.

دكتر علي شريعتي

851


هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .

( دکتر علی شریعتی )

848



نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،


دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد

( دکتر علی شریتی )


763

به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم.

دکتر علی شریعتی

750

اسمم را پدرم انتخاب کرد...

فامیلی ام را یکی از اجدادم انتخاب کرد...

دیگر بس است!

راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...

دکتر علی شریعتی

562

برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن.

دکتر علی شریعتی

505

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم , اگر عشق نبود.

دکتر علی شریعتی

504

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود , زیبایی نبود , خوبی هم شاید.

دکتر علی شریعتی

503

اگر خواب حقیقت داشت ، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم.

دکتر علی شریعتی

502

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد.

دکتر علی شریعتی

501

اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود.

دکتر علی شریعتی

361

ضعيف بودن و انسان بودن با هم سازگار نيست.

دکتر علی شریعتی

342

هر چه هست برای مصلحتی است,

هر که هست به خاطر منفعتی است,

هیچ چیز به “خودش” نمی ارزد,

هیچ کس به “خودش” چیزی نیست,

همه چیز را و همه کس را برای سودی و فایده ای گذاشته اند.

 دکتر علی شریعتی

339

و شما مومنان به آنان که غير خدا را می خوانند دشنام مدهيد تا مبادا آنان هم از روی دشمنی و جهالت خدا را دشنام دهند.

دکتر علی شریعتی

331

مردان در صيد عشق به وسعت نامنتهايي نامردند ، گدايي عشق مي كنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند ، اما همين كه مطمئن شدند مردانگي را در كمال نامردي به جا مي آورند. 

 دكتر علي شريعتي

328

انسان برای پیروزی آفریده شده است او رامی توان نابود کرد ولی نمی توان شکست داد.

دکتر علی شریعتی

325

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

دکتر علی شریعتی

321

ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دکتر علی شریعتی

318

دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

دکتر علی شریعتی

316

مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

دکتر علی شریعتی

311

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.

دکتر علی شریعتی

306

از انسانها غصه به دل نگیر زیرا آنها خود نیز غمگینند با آنکه تنهایند از خود می گریزند زیرا به خود و به حقیقت خود و به عشق خود شک دارند... پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند.

دکتر علی شریعتی

272

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند ، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

دکتر علی شریعتی

267

خدایا....بر اراده ، دانش ، عصیان ، بی نیازی ، حیرت ، لطافت روح ، شهامت وووووو  "تنهایی" من بیفزا.

دکتر علی شریعتی

261

مرگی که ضرری برای هیچ کس نداشته باشد ، بی ارزش ترین مرگ هاست.

دکتر علی شریعتی

254

امید داشته باشیم هنوز خداروداریم.

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست

 او جانشين همه نداشتن هاست.

دکتر علی شریعتی

 

253

با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

 که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

دکتر علی شریعتی

248

ساعتها را بگذارید بخوابند بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست .

دکتر علی شریعتی

242

ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم

 تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم!

دکتر علی شریعتی

240

خدایا!به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.

دکتر علی شریعتی

236

 هی با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق میریزیم و وضعمان این است. وآنها در آن سر دنیا عرق میخورند و وضعشان آن است!! نمیدانم مشکل در نوع عرق است یا درنوع ریختن و خوردن !! .

دکتر علی شریعتی

159

دکتر شريعتي انسان ها را به چهار گروه زير دسته بندي کرده است:

دسته اول

آناني که وقتي هستند هستند ، وقتي که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم مي شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

 

 دسته دوم

آناني که وقتي هستند نيستند ، وقتي که نيستند هم نيستند.

مردگاني متحرک در جهان. خود فروختگاني که هويت شان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار. هرگز به چشم نمي‌آيند. مرده و زنده‌شان يکي است.

 

 دسته سوم

آناني که وقتي هستند هستند ، وقتي که نيستند هم هستند

آدم‌هاي معتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي‌گذارند. کساني که همواره به خاطر ما مي‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

دسته چهارم

آناني که وقتي هستند نيستند ، وقتي که نيستند هستند

شگفت‌انگيزترين آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم ، اما وقتي که از پيش ما مي‌روند ، نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم. باز مي‌شناسيم. مي‌فهميم که آنان چه بودند ، چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم ، قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت مي‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني که مي‌روند يادمان مي‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

129

به سه چيز تکيه نکن : غرور ، دروغ و عشق.

آدم با غرور مي تازد ، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد.

دکتر علی شريعتی